حاضر
نیستم.
این روزها، آنگونه که باید نیستم.
نه اینکه به مشکل برخورده باشم، نه اینکه حوصله نداشته باشم نه.. هیچکدام از این نه ها وصف حال مرا بازگو نمیکند.
انگار سرگردانم..
میدانم چه میخواهم، میدانم از چه راهی باید بروم، میدانم مقصد کجاست اما..
دلتنگم.. کمی خستهام.. شوق پر زدن دارم، امید دل کندن..
.
.
دوست دارم کسی حاضر-غایب کند و من با صدای بلند حاضر بگویم..
شب تاریک و بیم موج و گردابی چنین حائل کجا دانند حال ما سبکبالان ساحلها
"للحق"
+ نوشته شده در پنجشنبه نهم خرداد ۱۳۹۲ ساعت 13:39 توسط علی پاشایی
|